شمس الدين محمد بن محمود آملي

349

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

در زحمت باشد دماغ ثعلب را در حافر او مالند نيك شود و اگر از درد شكم در زحمت باشد هفت دانه فلفل بستانند و آن را نيك بسايند و در بينى او دمند نيك شود فصل دويم در احوال مرغان شكارى گفته‌اند بهترين باز نر آنست كه سر او بزرگ باشد و گردن او سطبر بود و چشم و حوصله و سوراخ گوش و دهان و گذرگاه فضله فراخ باشد و گوشت او سخت بود و جثه او پهن بود و گوشت رانهاى او محكم باشد و از يكديگر نيك گشاده بود و ساقهاى كوچك و چنگال سياه و خطهائيكه بر سينه او بود سطبر بود و غذا بسيار خورد و فضله كه ازو جدا شود قوى باشد و دور بيندازد و اگر به اين صفات در مؤخر منقار او سياهى بود يا سياهى برو غالب باشد آن باز بى نظير بود و اگر زبان او سياه باشد بر خوشخوئى دلالت كند و بهترين باز مادينه باشد و بايد كه جثه او بزرگ و منقار او بزرگ و سر او كوچك و چشم او فراخ و حدقه تنك و صافى و گردن او دراز و چنگال با قوت و اگر در شكم او نفخى باشد سبب آن تخمه و برودت بود علامت آن فضله ناهموار و درو خشونتى بود و در صورت و قوام به گچ ماند اما با زردى زند علاج او آنست كه تخم سپندان و زنجبيل و وج بر گوشت پراكنند و بوى دهند تا نفح زايل شود و گوشت گنجشك و بچه خطاف دهند و موش كوچك بمشك خوشبوى كرده آن را بى استخوان بدهند و گوشت خرگوش هم در اينحالت موافق باشد و اگر گوشت در روغن زيت اندازند و به دو دهند هم نافع باشد و از گوشت مرغ احتراز كند كه بغايت مضر باشد و در بازنامه كسرى آمده كه اگر باز بانگ بسيار كند چون از ماه پانزده يا شانزده بگذرد دو چغر از آنچه در تره‌زارها و بستانها بود بگيرند و چون